<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نقد و نظریه ادبی</title>
    <link>https://naqd.guilan.ac.ir/</link>
    <description>نقد و نظریه ادبی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>خوانش نشانه‌های کانونی یادگار زریران و کارنامه اردشیر بابکان از دیدگاه نشانه‌شناسی فرهنگی و نظریه سپهر نشانه‌ای یوری لوتمان</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9647.html</link>
      <description>پژوهش حاضر باتکیه&amp;amp;shy; بر مبانی نشانه‌شناسی فرهنگی و نظریۀ سپهر نشانه‌ای یوری لوتمان، به خوانش و تحلیل نشانه‌های کانونی در دو متن بنیادینِ ایران باستان، یادگار زریران و کارنامۀ اردشیر بابکان، می‌پردازد. &amp;amp;laquo;نشانۀ کانونی&amp;amp;raquo; به‌منزلة مرکز معنا‌زا و نیروی سازمان‌دهندۀ سپهر نشانه‌ایِ متن تلقی می‌شود؛ نشانه‌ای که پیرامون آن، نظامی از ارزش‌ها، هنجارها و رمزگان فرهنگی شکل می‌گیرد و حدود &amp;amp;laquo;خود&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دیگریِ&amp;amp;raquo; فرهنگی را مشخص می‌سازد. مسئلۀ این پژوهش آن است که نشانه‌های کانونی در این دو متن چگونه در نسبت با مفاهیم &amp;amp;laquo;مرکز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مرز&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ترجمه&amp;amp;raquo; عمل می‌کنند و چه نقشی در سازمان‌دهی ساختار معنایی و تعیین حدود هویّتی فرهنگ ایرانی دارند؟ شناسایی و تبیین کارکرد نشانه‌های کانونی در بازنمایی فرهنگ ایرانی و درک سازوکار مرزگذاری میان سپهرهای دیگریِ فرهنگی هدف این پژوهش است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در یادگار زریران، نشانة کانونیِ &amp;amp;laquo;پایداری دربرابر خوانش تحریف‌شدۀ دین&amp;amp;raquo; در مرز سپهر نشانه‌ای قرار دارد و معنا ازطریق مواجهه و بازرمزگذاری تولید می‌شود، درحالی‌که در کارنامۀ اردشیر بابکان، نشانۀ کانونیِ &amp;amp;laquo;نظم کیهانی و مشروعیت قدرت&amp;amp;raquo; در مرکز سپهر نشانه‌ای قرار دارد و معنا از مرکز به پیرامون منتقل و نهادینه می‌شود. این تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که سپهر فرهنگی ایرانی از وضعیت دفاعی و واکنشی به وضعیت سازمان‌دهنده و بازتولیدکننده حرکت می‌کند. روش تحقیق توصیفی‌ـ‌تحلیلی و مبتنی بر خوانش تطبیقی در چارچوب نظریۀ یوری لوتمان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ابوالقاسم لاهوتی و دستگاه تضاد (گونه‌شناسی آنتاگونیسم در مسیر پراکسیس)</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9516.html</link>
      <description>این مقاله به تحلیل تضادهای موجود در دیوان اشعار ابوالقاسم لاهوتی ازمنظر فلسفی و سیاسی می‌پردازد. با استفاده از نظریات نظریه‌پردازان مارکسیستی مؤثر بر نظریه‌های ادبی و فلسفۀ انتقادی سعی بر آن است تا چگونگی بازنمایی مفاهیم انقلاب، استعمارزدایی، تضادهای اجتماعی و پراکسیس انقلابی در شعر لاهوتی بررسی شود. در این تحقیق تضادهای طبقاتی، ایدئولوژیک، فرمی-زبانی و هستی‌شناختی تحلیل و سپس، تضاد استعمارزدایانه و نقش آن در مفهوم‌سازی پراکسیس بررسی می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که لاهوتی از راه زبان شعر خود به ابراز مفاهیم ضداستعماری، آزادی‌بخش و انقلابی پرداخته و تضادهای مختلف اجتماعی و سیاسی را در بستر فرهنگی-تاریخی ایران تحلیل کرده است. مقاله بر این نکته تأکید دارد که لاهوتی با استفاده از اشعار خود به ترویج آگاهی طبقاتی و مبارزه با سلطۀ استعمار و استبداد پرداخته است. درنهایت، این نتیجه به‌دست آمد که لاهوتی علاوه&amp;amp;shy;بر اینکه شاعر کارگری است، پیشگام تفکر انقلابی و استعمارزدایانه در عرصۀ فرهنگی و سیاسی ایران نیز بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>صحنه: ظهور یک روش شناسی در تفسیر داستان</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9410.html</link>
      <description>صحنه به&amp;amp;shy;‌عنوان یک تکنیک ادبی جایگاه ویژه&amp;amp;shy;‌ای در داستان&amp;amp;shy;نویسی و تفسیر آن دارد. در این نوشته، با ارائۀ یک مثال مستخرج از یک رمان فارسی، نشان دادیم که صحنه&amp;amp;shy;پردازی تنها محدود به ادبیات غرب نیست و ادبیات فارسی نیز شواهد زیادی از آن ارائه می&amp;amp;shy;‌دهد. در ادامه، با اعمال نظریات استفان لوژکین بر یک متن منتخب از ژرمینال امیل زولا، تلاش کردیم در عین تبیین معنایی که صحنۀ موردنظر می&amp;amp;shy;‌تواند برای خواننده داشته باشد ملاحظاتی بر برداشتی که نظریه&amp;amp;shy;‌پرداز از این مفهوم دارد بیفزاییم. بااین&amp;amp;shy;‌حال، این واقعیت را نیز از نظر دور نداشتیم که هر متن خاصِّ خود و آفرینندۀ خود است، امری که موجب شد باوجود نزدیکی محتوایی دو متن به یکدیگر، از هرگونه مطالعه تطبیقی بین آن دو خودداری کنیم. همچنان&amp;amp;shy;که در طول کار و به&amp;amp;shy;‌خصوص در بخش پایانی تحلیل&amp;amp;shy;‌ها دیدیم، معنا در صحنه زائیدۀ تأثیر عاطفی&amp;amp;shy; است که تماشای آن بر خواننده، که حالا نقش بیننده را پذیرفته، دارد. این تأثیر درمورد خاص زولا برآمده از مجموع ه&amp;amp;shy;ای از عوامل است که متعلق به نوشتار او می&amp;amp;shy;باشد. از جملۀ آنها می&amp;amp;shy;‌توان به تصاویر امپرسیونیستی، نمادگرایی و خلق اشکال تلفیقی که از مشخصه&amp;amp;shy;‌های زیبایی&amp;amp;shy; شناسی حماسی نویسنده است اشاره کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصحیح ایدئولوژیک و نقد سازوکارهای ایدئولوژی در مجالس‌‌‌المؤمنین قاضی نورالله شوشتری</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9326.html</link>
      <description>مجالس‌‌‌المؤمنین یکی از مهمترین منابع در حوزۀ تاریخ فکری، فرهنگی و سیاسی و ادبی شمرده می‌‌‌شود که در دورۀ صفویه تحریر شده است. قاضی نورالله شوشتری در این اثر که از یک &amp;amp;laquo;فاتحه&amp;amp;raquo; و یک خاتمه و دوازده &amp;amp;laquo;مجلس&amp;amp;raquo; تشکیل شده، کوشیده است، بسیاری از رجال بزرگ سیاسی، علمی، ادبی، مذهبی و عرفانی را به‌‌‌عنوان بزرگان شیعی معرفی کند. همین امر موجب شده که در طول تاریخ این کتاب، اثری ایدئولوژیک تلقی شود و مورد طعن و تمسخر قرارگیرد. این مقاله تلاش می‌‌‌کند با کمک رویکردهای متن‌‌‌پژوهی مدرن کسانی چون جِروم مک‌‌‌گن نشان دهد که مجالس‌‌‌المؤمنین را می‌‌‌توان یکی از نمونه‌‌‌های منحصربه‌‌‌فرد متن‌‌‌پژوهی سنتی و احیای متن‌‌‌هایی دانست که در طول تاریخ به این بهانه که ایدئولوژیک شمرده شده‌‌‌اند، طرد شده و به حاشیه رانده شده‌‌‌اند. درواقع باید گفت که این متن‌‌‌ها، علاوه‌‌‌بر ارزش ادبی،&amp;amp;nbsp; ارزش تاریخی ـ اجتماعی و فرهنگی دارند، می‌‌‌توانند بیانگر عقاید و افکار فرقه‌‌‌ها و نحله‌‌‌هایی باشند که نادیده گرفته شده و به حاشیه رانده شده‌‌‌اند. قسمت دوم مقاله نیز تبیین و تحلیل سازوکارهای ایدئولوژیک قاضی نورالله شوشتری در تألیف مجالس‌‌‌المؤمنین است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش‌نماهای گفتمانی در نمایشنامۀ روزنۀ آبی از اکبر رادی</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9698.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل کارکرد نقش‌نماهای گفتمانی در نمایشنامۀ روزنۀ آبی اکبر رادی و براساس چارچوب نظری شفرین انجام شده است. در گام نخست، نقش‌نماهای گفتمانی به‌کاررفته در دیالوگ‌ها استخراج و کارکرد آنها در شکل‌گیری هویت گفتاری شخصیت‌ها، انسجام گفتمانی و سازمان‌دهی کنش دراماتیک بررسی شد. تحلیل متن نشان داد که بسامد و نوع نقش‌نماها در میان شخصیت‌ها توزیعی معنا‌مند دارد و انتخاب آنها با ویژگی‌های شخصیتی، موقعیت‌های تعاملی و تنش‌های دراماتیک متن هم‌پوشانی دارد. در گام دوم، برای سنجش میزان همخوانی میان تحلیل نظری و دریافت مخاطبان، پرسش‌نامه‌ای متشکل از پانزده دیالوگ طراحی و توسط پنجاه خواننده تکمیل شد. نتایج آماری (۸۱.۱۶٪) نشان داد که خوانندگان، بدون آگاهی نظری، کارکردهای نقش‌نماهای گفتمانی را در تفسیر متن تشخیص می‌دهند و دریافت آنان با تحلیل نظری همسو است. افزون‌‌‌براین، بررسی پاسخ‌ها نشان داد که کارکرد گفتمانی در نمایشنامه محدود به یازده نقش‌نمای کلاسیک شفرین نیست و واحدهای زبانی دیگری نیز براساس بافت، پیش‌دانسته‌های مخاطب و اقتضائات دیگر می‌توانند نقش‌نمایی عمل کنند. این یافته‌ها اهمیت مطالعۀ نقش‌نماهای گفتمانی را در تحلیل متون ادبی و به‌ویژه نمایشنامه‌ها نشان می‌دهد و تأکید می‌کند که آگاهی از این عناصر می‌تواند ابزار مؤثری برای نقد ادبی، خوانش دقیق متن و دراماتورژی فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازی بانو برای نام و نان (تحلیل رمان بازی آخر بانو براساس نظریۀ مبادلۀ اجتماعی پیتر بلاو)</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9700.html</link>
      <description>نظریۀ مبادلۀ اجتماعی پیتر بلاو به تحلیل روابط انسانی براساس منابع، قدرت و منزلت می‌پردازد و مراحل تطور روابط از تبادلات فردی تا مشروعیت و دگرگونی را تشریح می‌کند. در رمان بازی آخر بانو از بلقیس سلیمانی می‌توان مناسبات میان شخصیت‌ها را از منظر این نظریه تحلیل کرد. هدف این مقاله بررسی چگونگی شکل‌گیری، تحول و فروپاشی روابط میان گل‌بانو و سه شخصیت اصلی رمان -حیدر، سعید و ابراهیم رهامی- با تمرکز بر قدرت، منزلت و مشروعیت اجتماعی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. سؤالات اصلی پژوهش عبارت‌اند از: چگونه سرمایه‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی موجب تفاوت منزلت و قدرت میان شخصیت‌های رمان بازی آخر بانو می‌شوند؟ چه مکانیزم‌هایی موجب دگرگونی نابرابری‌ها و تغییر ساختار روابط می‌شوند؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که سرمایۀ فرهنگی و سواد گل‌بانو او را در برابر خشونت حیدر برتر می‌سازد، سرمایۀ فرهنگی و منزلت اجتماعی سعید به ابزار قدرت و سلطه تبدیل می‌شود، و رابطه با رهامی تحت‌‌تأثیر سرمایۀ اقتصادی، نفوذ اداری و قواعد عرفی مشروعیت می‌یابد. درنهایت، فروپاشی این روابط، به‌‌خاطر ورود رقبای قوی‌تر، فشار ساختارهای اجتماعی و بحران‌های سیاسی رخ می‌دهد. نتیجه‌گیری مقاله بیان می‌کند که رمان بازی آخر بانو نشان می‌دهد چگونه تعامل میان سرمایه‌های مختلف، نابرابری‌ها و مشروعیت اجتماعی، چرخه‌ای از قدرت، سلطه، مقاومت و دگرگونی را در روابط انسانی تولید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مفهوم «ابژۀ مفقود» و «نوار موبیوس» در مقامات حمیدی براساس نظریۀ لاکان</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9704.html</link>
      <description>لاکان را می‌‌توان بنیان‌‌گذار استفاده از زبان‌‌شناسی مدرن در روان‌‌کاوی دانست. وی با هم‌‌آمیزی متقابل روان‌‌کاوی و تحلیل سیاسی- اجتماعی به برداشتی تازه از &amp;amp;laquo;سوبژکتیویته&amp;amp;raquo; نائل می‌‌شود و تفسیرهای تازه‌‌ای را دربارۀ ساحت عینی و واقعیت اجتماعی بیان می‌‌کند. دراین‌‌راستا وی به مفهوم جدیدی از نظم &amp;amp;laquo;نمادین- اجتماعی&amp;amp;raquo; دست می‌‌یابد؛ بدین معنی که هرگونه شکاف در &amp;amp;laquo;سوژه&amp;amp;raquo; به معنی گسست در &amp;amp;laquo;دیگری بزرگ&amp;amp;raquo; است. نظریۀ وی درجهت پاسخ دادن به این سؤال است که چه چیزهایی هرگونه کوشش سوژه را برای ساختن ابژۀ محال که همان تشکل جامعه می‌‌باشد، به مخاطره می‌‌افکند یا ناممکن می‌‌سازد؟ این پژوهش بر آن است تا ارتباط &amp;amp;laquo;دال&amp;amp;raquo; غایب با حلقه‌‌های گمشدۀ &amp;amp;laquo;ابژۀ مفقود&amp;amp;raquo; را در داستان‌‌های مقامات بررسی کند و نحوۀ دگردیسی زبان را براساس نظام ساختاری و دلالتی لاکان در داستان‌‌ها نشان دهد. به‌‌طورکلی نگارنده بر آن است تا به این سؤال پاسخ دهد که چگونه فرازبان یا گفتمان اجتماعی ازطریق نظام فکری و گفتمانی ناخودآگاه سوژه‌‌ و راوی مقامات به بیان درآمده است؟ طبق نتایج به‌‌عمل آمده راوی برای رسیدن به آرمان شهری تمامیت‌‌خواه، به &amp;amp;laquo;فانتزی&amp;amp;raquo; روی می‌‌آورد تا بدین‌‌وسیله فقدان ابژۀ مفقود را جبران کند، همچنین وی ازاین‌‌طریق به بازنمایی‌‌های جدیدی از ساحت واقع ازطریق ساخت‌‌بندی اجتماعی دست می‌‌یازد؛ ولی قهرمان به‌‌عنوان &amp;amp;laquo;دیگری بزرگ&amp;amp;raquo; سوژه را از ورود به قلمرو معنا عاجز می‌‌سازد؛ بنابراین فانتزی ساخت گفتمان اجتماعی به ‌‌تعویق می‌‌افتد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی ایدئولوژیک کلیله‌ودمنه: از مشروعیت‌بخشی به سلطنت تا سیاستِ زیستن در میدان قدرت (باتکیه‌‌بر دیدگاه‌های میشل فوکو)</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9710.html</link>
      <description>این مقاله با بازخوانی کلیله‌ودمنه در پرتو مفاهیم قدرت در اندیشۀ میشل فوکو، می‌کوشد از خوانش‌هایی که این اثر را صرفاً در خدمت تثبیت ایدئولوژی سلطنت می‌دانند فراتر رود. مسئلۀ اصلی پژوهش این است که آیا کلیله‌ودمنه تنها بازنمایی‌کنندۀ گفتمان اطاعت از قدرت است، یا در سطحی دیگر، منطق کنش و بقا در میدان قدرت را نیز صورت‌بندی می‌کند. این پژوهش با اتخاذ رویکردی تحلیلی-تفسیری و باتکیه‌‌بر مفاهیمی از اندیشۀ فوکو چون &amp;amp;laquo;قدرت به‌مثابه رابطه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;میکروفیزیک قدرت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پیوند قدرت/ دانش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تولید سوژه&amp;amp;raquo;، نشان می‌دهد که این اثر در دو سطح متمایز اما همزمان عمل می‌کند: نخست، در سطح گفتمان آشکار و ضمنی، به مشروعیت‌بخشی به نظم سلطنتی و تثبیت سلسله‌مراتب قدرت می‌پردازد؛ و دوم، در سطح روایی و فرایندی، الگوهای کنش در شبکه‌ای از روابط قدرت را نشان می‌دهد، جایی که تصمیم‌ها نه صرفاً ازسوی پادشاه، بلکه ازخلال گفتار، تفسیر، سوءظن و میانجی‌گری شکل می‌گیرند. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که در این متن، حقیقت، اخلاق و وفاداری، نه به‌صورت مطلق، بلکه در نسبت با موقعیت و جایگاه کنشگران معنا می‌یابند و بقا در گرو توانایی مدیریت این نسبت‌هاست. از این منظر، کلیله‌ودمنه را می‌توان نوعی &amp;amp;laquo;آزمایشگاه روایی میدان قدرت&amp;amp;raquo; دانست که در آن، استراتژی‌های بقا، تصمیم‌گیری و اثرگذاری در شرایط ناپایدار قدرت بازنمایی و به‌صورت ضمنی آموزش داده می‌شود. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که این اثر، در عین بازتولید ایدئولوژی سلطنت، سازوکارهای درونی، ناپایدار و رابطه‌ای قدرت را نیز آشکار می‌سازد و از خلال ایجاد موقعیت‌های روایی، به تولید نوعی سوژۀ موقعیت‌شناس و استراتژیک می‌پردازد. بدین‌ترتیب، کلیله‌ودمنه نه صرفاً متنی تعلیمی یا ایدئولوژیک، بلکه صورت‌بندی‌ای روایی از عقلانیت عملیِ زیستن در میدان قدرت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معاصربودگی در اندیشۀ خیام و هولدرلین با تأکید بر تلقی هایدگر از ذات زبان شعر</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9703.html</link>
      <description>معاصربودگی در این نوشتار، رویکردی است هستی&amp;amp;shy;‌شناسانه به ذات زبان شعر که شاعر را در یک مرز مشترک فکری با مخاطب معاصر قرار می‌دهد. مرزهایی ناگسستنی که در صورت&amp;amp;shy;‌بندی&amp;amp;shy;‌های تقویمی و تاریخی خود را عیان می‌سازد. در بررسی جهان شعری هولدرلین و خیام مفهوم معاصربودگی در هیأت ضرورت هستی‌شناسانه جلوه‌گر می‌شود که براساس دو مؤلفۀ موقعیت&amp;amp;shy;‌گریزی و گذر از سوژگی بر این خوانش تمرکز خواهد شد. ازآنجایی&amp;amp;shy;‌که یکی از مهم‌ترین دغدغه&amp;amp;shy;‌های خیام، وجودی است و تبیین این دغدغه&amp;amp;shy;‌ها برای انسان در همۀ اعصار حائز اهمیت است، لذا با استمداد از دیدگاه هایدگر و تأملات وی بر اشعار هولدرلین سعی شده دیالوگی بین&amp;amp;shy;الاذهانی میان اندیشۀ این دو متفکر برقرار گردد. دستاورد پژوهش ناظر بر این مسئله است که هایدگر سودای تحقق هستی را در زبان شعر جستجو می‌کند و اشعار هولدرلین به&amp;amp;shy;‌نحوی رادیکال عیان‌کنندۀ امکان&amp;amp;shy;های هستی درجهت نقد بر سوبژکتیویته است. صرف&amp;amp;shy;نظر از این مسئله، خیام هم شاعری است که زبان شعری&amp;amp;shy;اش گشوده و با پایانی باز توامان است. در گشودگی زبان شعر است که امکان فربه شدن اندیشه&amp;amp;shy;‌هایش در بسیاری از گفتمان&amp;amp;shy;‌های خیامی بعد از حیات وی بازآفرینی می‌شود. از جنبۀ دیگر، موقعیت‌گریزی در ساختار زبانی شعر خیام در مفاهیمی چون لغزندگی و سیالیت معنا، بازیگوشی و رازآمیزی زبان تعین یافته و فقدان سوژه با دعوت شاعر به سکونت در زمین تداعی می‌شود. انسانی نه به&amp;amp;shy;‌مثابه سوژۀ مسلط که در حاشیۀ جهان و جزئی از آن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی بوطیقای نیمایوشیج براساس نظریۀ اضطراب تأثیر هارولد بلوم با تمرکز بر مکانیزم "انحراف"</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9734.html</link>
      <description>اضطراب تأثیر هارولد بلوم، نظریه‌ای در نقد عملی است و بر روابط دیالکتیک اما ستیزه‌جویانۀ شعرا برای اثبات اصالت شعری می‌پردازد. طبق این نظریه، انحراف عمدی، نخستین و بنیادی‌ترین سازوکار دفاعی شاعر دیرآمده برای گسست از پیشگامان و اثبات فردیت خویش است. این پژوهش باتکیه‌‌بر بوطیقای نیمایوشیج و با روش تحلیل فرآیند تحول‌آفرینی وی در چارچوب نظریۀ بلوم انجام شده‌است و با این هدف، مکانیزم دفاعی و خلاق نیما در انحراف آگاهانه و عامدانه از سنت شعر کلاسیک و معاصران را تبیین و تحلیل می‌کند. روش تحقیق تحلیلی-توصیفی و مبتنی بر منابع اسنادی و به‌ویژه نوشته‌های نیما دربارۀ بوطیقای شعری‌اش است. یافته‌ها نشان می‌دهد نیما ضمن تجربۀ اضطراب تأثیر پیشینیان و با خودآگاهی، به نوآوری روی آورد و با خوانشی گزینشی و جهت‌دار، در حرکتی پارادوکسیکال، همزمان به سنت وفادار ماند و از آن گسست. وی با تشخیص کاستی در جریان‌های معاصر، در زمینۀ ساختاری و محتوایی دست به بدخوانی خلاقانه زد. نتیجۀ حاصل از یافته‌ها نشان داد که&amp;amp;nbsp; این انحراف برنامه‌ریزی‌شده در دو سطح فرم و محتوا، هم پاسخی به اضطراب تأثیر بود و نیما را از کشتی با پیشینیان و معاصران، پیروز خارج کرد و هم با خلق رابطه‌ای نوین میان شکل و معنا، سبکی مستقل و بنیانی در شعر معاصر فارسی پایه گذارد تا به‌‌تبع آن هم به درجۀ &amp;amp;laquo;پدر شعر نو فارسی&amp;amp;raquo; نائل آید و هم منبعی اضطرابی برای پسینیان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نبوغ، روح، شعر: رویکردی کانتی برای شعر پیشرو</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9762.html</link>
      <description>بسیاری از فیلسوفان به شعر توجه داشته اند. این توجه گاهی در نفی شعر و گاهی در تایید آن، بوده است. فیلسوفانی نظیر افلاطون بر بنیادی فلسفی، به نقد شعر پرداخته اند. اما کانت در مقابل رویکردی افلاطونی، به وجهی ایجابی، به تبیین و سنجش استعلایی شرایط تعین و تحقق شعر پرداخت. در این مقاله، تلاش شده است که بنیادهای فلسفی نظر کانت درباره ی شعر، مطابق با کتاب نقد قوه حکم صورتبندی شود. قابل اشاره است که شعر برای کانت، صرفاً یک امر ادبی و زبانی نیست، بلکه وجوهی استعلایی دارد که متناظر باانقلاب کپرنیکی وی در قلمرو شناخت، در میدان تحقق آگاهی سوژه استعلایی تقرر دارد. از نکات مهم در بیان کانت این است که شعر بایستی غایتی جز خود شعر نداشته باشد، شبیه چیزی که برای فعل اخلاقی بیان می کند، که غایت فعل اخلاقی، بایستی خودش باشد و اساساً‌ هیچ غایت بیرونی برای شعر و فعل اخلاقی پذیرفته نیست. از طرف دیگر، کانت، شعر و شاعر را در پیوند با نبوغ می داند و شعر باروح و شعر بی روح را از هم متمایز می کند. و در نهایت این که یکی از دغدغه های مهم این مقاله، تاکید و بسط مولفه‌هایی است که افق هایی تازه در نظریه های شعری پیشرو می گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد تطبیقی گفتمان آموزش تصحیح متون در زبان فارسی: واکاوی ناپایداری‌های روش‌شناختی و چالش‌های نظری</title>
      <link>https://naqd.guilan.ac.ir/article_9778.html</link>
      <description>چکیده
تصحیح متون یکی از مهم‌ترین شاخه‌های متن‌پژوهی و نسخه‌شناسی است که به بازسازی و احیای متون کهن بر پایۀ شواهد نسخه‌ای می‌پردازد. با وجود تألیف و ترجمۀ آثار متعدّد در زمینۀ آموزش تصحیح متون در زبان فارسی، ارزیابی انتقادی و تطبیقی این منابع کمتر مورد توجّه قرار گرفته‌است. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تطبیقی، مهم‌ترین منابع آموزشی معاصر تصحیح متون فارسی را بررسی‌می‌کند و دیدگاه‌های مطرح‌شده در آن‌ها را در محورهایی چون تعریف و غایت تصحیح متن، روش‌های تصحیح، جایگاه مصحِّح، نسخۀ اساس و نسخه‌بدل می‌سنجد. نتایج پژوهش نشان‌می‌دهد که این آثار در هدف کلّی تصحیح متن، یعنی دستیابی به متنی نزدیک به صورت نخستین اثر، هم‌سویند؛ امّا در مبانی نظری، نظام اصطلاحات، دسته‌بندی روش‌ها و تبیین حدود مداخلۀ مصحِّح، اختلاف‌های چشمگیری دارند. بر این اساس، پژوهش حاضر نشان‌می‌دهد که مسئلۀ اصلی آموزش تصحیح متون در زبان فارسی نه کمبود منابع، بلکه فقدان انسجام مفهومی و روش‌شناختی در تبیین این دانش است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
