معانی و بیان؛ از آشنایی تا جدایی (بررسی آراء شارحان مفتاح العلوم در خصوص نسبت میان علم معانی و علم بیان در قرن هفتم و هشتم)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

زبان و ادبیات پارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهرات، ایران

10.22124/naqd.2019.12241.1628

چکیده

در بسیاری از پژوهش‌هایی که در دوره معاصر درباره تاریخ بلاغت مسلمانان انجام گرفته است جدایی دو علم معانی و بیان را به ابویعقوب سکاکی(ف 626 ق) نسبت داده‌اند. در این میان نیز بعضی بر این باورند که نخستین کس نه سکاکی بلکه جرجانی(ف 471 ق) است. این تاریخنگاری از ضعفی بزرگ در نگرش رنج می‌برد و آن عبارت است از اینکه معمولاً حوادث فکری تاریخ را به یک شخص خاص منسوب میکند حال آنکه ناگفته پیدا است که هر حادثه‌ای در تاریخ علم امری تدریجی است و پدیدآمدنش امری یکبارگی و به دست یک فرد خاص نمی‌باشد. جدایی این دو علم نیز نه تنها از پیش از سکاکی آغاز شده بود بلکه تا چند قرن پس از او نیز به طول انجامید. بر همین بنیاد نگارندگان این مقاله بر آن شدند تا شرح جدایی این دو علم را از یکدیگر در قرنهای هفتم و هشتم پیگیری کنند. با بررسی شرح‌های این دوره آشکار شد که آراء یکی از شارحان مفتاح به نام قطب‌الدین شیرازی(ف 710 ق) بیش از دیگران تمایل دارد به شباهت‌ها و یکسانی‌های این دو علم، نظر کند. در اواسط و اواخر قرن هشتم این نگرش شیرازی با نقد چند تن از شارحان برجسته رو به رو میشود. اهمیت این نقدها در آن است که زمینه‌ساز جدی‌تر شدن و در نهایت قطعی شدن جدایی این دو علم می‌گردد. در این مقاله کوشش خواهد شد تا تقابل این دو نظرگاه، یعنی هوادارانِ جدایی حداقلّی معانی و بیان و هوادرانِ جدایی حداکثریِ این دو علم، به تفصیل بیان شود.

کلیدواژه‌ها